افيوليت‌هاى زاگرس

افيوليت‌هاى زاگرس

 در امتداد و در بلافصل جنوب باخترى راندگى اصلى زاگرس، دو بخش پهن و جدا از هم از مجموعة افيوليتى راديولاريتى رخنمون دارد. هر بخش به شکل کمانى با  تحدب به طرف جنوب باخترى است: يکى کمان پشت‎کوه در کرمانشاه (برو، 1970)، و ديگرى کمان فارس در نيريز (ريکو، 1971). از نظر ترکيب و ساخت افيوليت‎هاى کرمانشاه و نيريز، با مجموعة افيوليتى راديولاريتى کوه‎هاى عُمان و با افيوليت‎هاى حاشية عربستان، شباهت زياد دارند. به سخن ديگر، دو کمان افيوليتى کرمانشاه و نيريز، بخشى از نوار افيوليتى به طول تقريبى 3000 کيلومتر است که به طور ناپيوسته از سوريه شروع و پس از گذر از جنوب ترکيه و زاگرس به عُمان مي‎رود. اين نوار که به صورت يک کمان در امتـداد راندگي‎هـاى ميان دو صفحة عربستان و صفحة ايران قرار دارد، به وسيلة ريکو (b 1971)، مطالعــه و به آن هـلال افيوليتى حاشية عربستان Croissant  Ophiolitique Peri Arabe  نام داده شده است. ولى اشتوکليـــن (1977)، براى آن نام نــوار افيوليتـــى محورى بيرونــىOuter Axial Ophiolitic Belt  را انتخاب کرده است.

مجموعة افيوليتى موجود در نوار زاگرس عمان شامل توالى به نسبت منظم و ثابتى از سنگ‎هاى خرد شده و فلسى Imbricated است که رديف‎هاى رسوبى در زير و کمپلکس‎هاى افيوليتى، اغلب، بر روى آنها مي‎نشيند. در حدفاصل اين دو، يک آميختگى مشخص ديده مي‎شود که اغلب شامل قطعات بزرگى از سنگ‎آهک به صورت قطعات بيگانه است.

به رغم شباهت ساختارى و سنگى با عُمان، مقايسة افيوليت‎هاى زاگرس با ايران مرکزى نشانگر چهار تفاوت عمده است:

1- در نوار افيوليتى زاگرس، رسوبات آهکى تخريبى و توربيدايت به فراوانى يافت مي‎شود در حالى که همراهان رسوبى آميزه‎هاى رنگين ايران مرکزى، بيشتر از نوع شيل، توف و آهک‎هاى پلاژيک است.

2- در آميزه‎هاى رنگين ايران مرکزى، سنگ‎هاى اسپيليتى و ديابازى نقش مهمى دارند، در حالى که در افيوليت‎هاى زاگرس، مقدار اين سنگ‎ها ناچيز است.

3- در افيوليت‎هاى زاگرس، سنگ‎هاى رسوبى سن پالئوزوييک و مزوزوييک دارند . به هرحال جوان‎تر از تورونين نيستند. در صورتى که همراهان رسوبى ملانژهاى ايران مرکزى و خاور ايران  بيشتر داراى سنگواره‎هايى به سن سنونين تا ماستريشتين مي‎باشند.

4- در نوار زاگرس، ناوه، پيش از ماستريشتين يا حداکثر اوايل مايستريشتين بسته شده است. در صورتى که بسته شدن ناوه در کمربند افيوليتى ايران مرکزى و خاور ايران در اواخر ماستريشتين يا پالئوسن بوده است.

 

- افيوليت‎هاى کرمانشاه در ناحيــة کرمانشاه، سنگ‎هاى افيوليتــى به ويـژه در ناحيــة صحنه و هرسين رخنمـون دارند و «افيوليت‎هاى صحنه هرسين» نامگذارى شده‎اند (برو، 1970). کمان افيوليتى صحنه هرسين شامل سه برونزد جداگانه است:

- نخستين برونزد در شمال خاور کرمانشاه (ناحية صحنه) قرار دارد که متشکل از سنگ‎هاى اولترابازيک دانه‎اى (کوموليت)، پريدوتيت، هارزبورژيت و پيروکسنيت است که ابتدا با سنگ‎هاى گابرويى و سپس با گدازه‎ پوشيده مي‎شوند. اين مجموعه اثرى از آميختگى ندارد.

- دومين برونزد در جنوب خاورى مجموعة قبلى، يعنى در ناحية اُرگانا رخنمون دارد. برخلاف برونزد قبلى، اين بخش به شدت تکتونيزه است. در اين مجموعه، سنگ‎هاى اولترابازيک با فلس‎هاى آهکى و راديولاريتى همراهند که در نتيجة عملکرد فشارهاى زمين‎ساختى با يکديگر مخلوط شده‎اند.

- سومين برونزد، در ناحية هرسين متشکل از يک تودة سرپانتينيت است که در آن ورقه‎هايى از آهک‎هاى دوباره تبلور يافتة زيستى آوارى به احتمال متعلق به ترياس وجود دارد.

 

- افيوليت‎هاى نيريز مطالعات مناطق افيوليتى راديولاريتى نيريز (ريکو، 1974) و عُمان (گلنى و همکاران، 1973)، نشانگر آن است که در اين نواحى، جداشدگى پوسته و ايجاد فرونشست درون قارهاى، در زمان ترياس صورت گرفته است. اين زمين‎شناسان (ريکو،گلنى) فسيل‎هاى اواخر ترياس را به عنوان قديمي‎ترين بقاياى حياتى در راديولاريت‎هايى که تصور مي‎شود در اين ناوه نهشته شده گزارش کرده‎اند. به همين رو، پذيرفته شده که مجموعه‎هاى افيوليتى راديولاريتى زاگرس عُمان در نوعى ناوه اقيانوسى حاصل کافتى شدن Riftingو يا سراشيبى زياد شکل گرفته‎اند، ولى در بارة سن و اندازة اين ناوه و چگونگى تشکيل و سازوکار آن عقايد متفاوتى وجود دارد.

راديولاريت‎هاى نيريز (سازند پيچکون)، شامل چرت‎هاى راديولاريتى است که با آهک‎هاى آشفتة (توربيدايت) پُر فسيل همراه هستند. اين رسوبات راديولاريتى، با همبرى مبهم، آهک‎هاى کم عمق کرتاسة بالايى، را مي‎پوشانند. راديولاريت‎هاى موردنظر به فراوانى داراى سنگواره‎هاى پالئوزوييک و به احتمال مزوزوييک‎ هستند و به ظاهر فسيل‎هاى جوان‎تر از تورونين ندارند.

قرار داشتن آهک‎هاى کرتاسة بالا در زير و راديولاريت‎هاى داراى فسيل‎هاى کهن‎تر در بالا، دو امکان زير را پيشنهاد مي‎کند.

1- فسيل‎هاى موجود در راديولاريت‎ها بر جا بوده و حمل شده نيستند.

2- بيشتر فسيل‎هاى موجود در راديولاريت‎ها و آهک‎هاى آشفته حمل شده و تخريبى هستند.

در صورت برجايى فسيل‎ها، ناگزير بايد پذيرفت که راديولاريت‎ها نابرجا هستند که اين خودراندگى Nappe و جابه‎جايي‎هاى افقى به طول صدها کيلومتر را مطرح مي‎کند، همچنين بايد وجود يک ناوه را، دست کم از ترياس پيشين پذيرفت و قبول کرد که گودى مذکور از محل رسوبات امروزى آن دورتر بوده است.

در صورتى که فسيل‎هاى موجود در راديولاريت‎ها تخريبى و حمل شده باشند، در آن صورت بايد پذيرفت که راديولاريت‎ها در موقعيت چينه‎شناسى طبيعى بوده و در حاشية پايين‎روندة کم‎عمق سکوى عربستان و در زمان کرتاسة پسين تشکيل شده‎اند.

نظرية برجايىAuthocthony راديولاريت‎ها، بيشتر بر اساس ويژگى يوژئوسينکلاينى فرض شده براى زاگرس و عُمان است. بنابراين از نظر فالکن (1967) و اشتوکلين (1968)، راديولاريت‎ها در يک ناوة بين قارهاى با فرونشست شديد، در کنارة سپر عربستان، در زمان کرتاسة پسين نهشته شده‎اند و سپس افيوليت‎ها در درون آنها جايگير شده‎اند.

صرف‎نظر از نحوة جايگيرى، برجايى و يا نابرجايى راديولاريت‎ها و افيوليت‎ها، تمام پژوهشگران در اين نظر هم عقيده‎اند که اين کار درآشکوب کامپانين يا اوايل ماستريشتين به پايان رسيده است، چرا که سنگ‎آهک‎هاى کم عمق ماستريشتين (سازند تاربور) به طور دگرشيب و پيش‎رونده اين سنگ‎ها و ساختار‎ها را ‎پوشانده‎اند.  لذا، پذيرفته شده که از آن زمان (پيش از ماستريشتين) صفحه‎هاى قارهاى عربستان و ايران بار ديگر به هم پيوسته و با باريکه‎اى از پوستة اقيانوسى به يکديگر جوش خورده‎اند.

 

 سن افيوليت‎هاى زاگرس مسئلة شکل، شيوة جايگيرى و به ويژه سن مجموعه‎هاى افيوليتى زاگرس، هنوز به خوبى روشن نيست. افيوليت‎هاى زاگرس به صورت صفحه‎هاى توده‎اى بزرگ، راديولاريت‏‎ها را مي‎پوشاند. همبرى بين مجموعة رسوبى و توده‎هاى افيوليتى به طور معمول به صورت باريکه‎اى از آميزه‎هاست که در آنها قطعات بيگانه پرمو ترياس وجود دارد. اين قطعات بيگانة آهکى ارتباط اصلى بين سنگ‎هاى مختلف موجود در اين ناحيه را پيچيده کرده است. فسيل‎شناسى، مدارک و شواهد کمى در تعيين سن افيوليت‎ها ارائه مي‎کند و به نظر مي‎رسد که افيوليت‎ها سن کرتاسة پسين د‎ارند و اين تنها به دليل عضوهاى انتهايى فاز بازالتى (گدازه‎هاى بالشى و برش‎هاى توفى) است که به ندرت در برخى مواقع با راديولاريت‎ها و شيل‎هاى سيليسى و آهک‎هاى پلاژيک به طور بين لايه‎اى قرار گرفته‎اند. آلمن و پيتر (1972)، با استفاده از روش پتاسيم آرگون، سن توف‎هاى سازند هواسينا عُمان را حدود 6 ± 96 ميليون سال تعيين کرده‎اند. به احتمال اين سن براى افيوليت‎هاى زاگرس نيز درست است. گفتنى است که اگرچه سن عمومى افيوليت‎هاى زاگرس کرتاسة پسين دانسته شده، ولى مطالعات دقيق‎تر لازم است.