زمين شناسى نظامى چیست?

زمين شناسى نظامى شاخه‏ای از علم زمين شناسى است که تأثیرپذیری و‎ ‎تأثیرگذاری سیاست و قدرت در محیط جغرافیایی و ‏به بیان دیگر، تأثیر تصمیمات سیاسی برزمين را مورد کاوش و بررسی قرار می‏دهد. نقش ویژه ‏زمين شناسى نظامى،‎ ‎سازماندهی سیاسی فضا در سطح محلی، ملی و منطقه‏ای است. زمين شناسى نظامى شاخه‏اى از علم زمين شناسى است که تأثیرپذیرى و تأثیرگذارى سیاست و قدرت در محیط جغرافیایى و به بیان دیگر، تأثیر تصمیمات سیاسى بر محیط جغرافیایى را مورد کاوش و بررسى قرار مى‏دهد. نقش ویژه زمين شناسى نظامى، سازماندهى سیاسى فضا در سطح محلى، ملى و منطقه‏اى است زمين شناسى نظامى پدیده‏هاى سیاسى را در فضاى درونى یک کشور مورد بحث قرار مى‏دهد که به طور سنتى شامل مفاهیمى مانند مرز، ملت، حکومت و سرزمین است. نظر به این که یک کشور در بطن مطالعات زمين شناسى نظامى جاى دارد از پیوند سه عامل ملت، حکومت و سرزمین، کشور تشکیل مى‏شود؛ بنابراین همه موضوعات مرتبط با این مفاهیم، مانند ریشه‏یابى مسائل قومى، جریانات مهاجرت، تحلیل قدرت سیاسى نواحى شهرى، تحلیل فضایى قدرت سیاسى در سطح کشور، تقسیمات کشورى و رقابت‏هاى مکانى، دولت محلى، تمرکز و عدم تمرکز قدرت سیاسى و جغرافیاى انتخابات، از جمله مسائل مرتبط با کشور هستند که امروزه در زمين شناسى نظامى مورد توجه و بررسى قرار مى‏گیرند. از طرف دیگر، در حوزه مسائل جهانى نیز که قلمرو مطالعات ژئوپلیتیک است، به طور سنتى درباره مناسبات قدرت در سطح جهان و راه‏هاى دست‏یابى به قدرت جهانى و افزایش آن بحث و بررسى مى‏شود. در حال حاضر تحولاتى که در سیاست جهان روى داده است تنوع بیشترى به مباحث ژئوپلیتیک بخشیده و این شاخه از زمين شناسى نظامى مفاهیم تازه و متنوعى را مورد بحث قرار مى‏دهد.همچنين زمين شناسى نظامی تاثیر عوارض یک منطقه را در حرکات نطامی که در ان منطقه اجرا شده ویا احتمال وقوع آن میرود تعیین کرده، و اثرات آن را نسبت به فعالیت های نظامی در داخل يک سرزمين تشریح مینماید. پاره ای اوقات یک برآمدگی یا عارضه جزیی از زمین با یک عارضه ی مصنوعی در مورد عملیات نظامی ارزش و اهمیت ویژه ای می يابد که در اثر توجه و دقت قابلیت نظامی آن را به راحتی میتوان تشخیص داد اگر چه جنگ باعث تخریب شهر ها و نابودی انسان ها بوده ، رفاه وآسایش مردم را بر هم میزند ولی گاهی میتواند پیش رفت های شایانی را در ضمینه های مختلف به ارمغان آورد .چنانچه دنیای غرب امروز ترقی صتعت خود را مرهون جنگ جهانی اول و دوم می باشد.

قبل از آنکه به بحث درباره « زمين شناسى نظامى » بپردازيم، لازم است تا قلمرو وسيعتر آن يعنى «ژئوپوليتيک» يا « سياست جغرافيايى» و قبل از آن نيز ضرورى است تا زمين شناسى نظامى را مورد توجه قرار دهيم.
در تعريف و توصيف زمين شناسى نظامى، تشريخ برخى از مفاهيم الزامى به نظر مى رسد:
« واحد متشکل سياسى، به سرزمينى اطلاق مى شود مسکون که از نظر سياسى سازمان يافته باشد».
در زمين شناسى نظامى، منظور از فرآيند توالى رويدادها، کنش ها و عملياتى است که انسان بمنظور بنيان گذارى، حفظ و نگاهدارى، ويا تغيير يک نظام سياسى انجام مى دهد (معناى خاص)».
« نظام سياسي، به مجموعه اى از هدفهاى بهم مرتبط سياسى و نهادهاى آنها در يک محيط اتلاق مى شود. بنابراين نظام سياسى ترکيب شده است از فرآيندهاى سياسى و فضاى جغرافيايى».
« فضا، منظور از اصطلاح فضايى غالباً فضاى زمينى و بعضاٌ مکانى است که طول و عرض جغرافيايى محورهاى آنرا تشکيل مى دهند، گاهى نيز مراد فضاى سه بعدى است که شامل طول و عرض و ارتفاع مى باشد».