حجت اله ميرزاوند، دانشجوي كارشناسي رشته زمين شناسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم آباد

hojat_mirzavand@yahoo.com

چكيده

منطقه ي مورد مطالعه در محدوده ي دشت جايدر واقع شده كه معروف به منطقه ي زمين لغزش پلدختر مي باشد. در مورد چگونگي به وقوع پيوستن اين زمين لغزش احتمالي كه داده شده وقوع زلزله 8/6 ريشتري در منطقه ي مذكور مي باشد كه باعث تشكيل چند تالاب در منطقه شده است.

با استفاده از اطلاعات مورفولوژي و داده هاي ژئوفيزيكي، اين پديده و اثرات آن بر منطقه مذكور از جمله تشكيل تالاب ها بررسي شده اند.

جهت انجام اين مطالعات تعداد 20 سونداژ در محدوده ي زمين لغزش زده شده كه اطلاعات ژئوفيزيكي منطقه از اين طريق به دست آمده است.

در محدوده ي مورد مطالعه چندين سفره ي زيرزميني وجود دارد كه آزمايشات هيدروشيميايي نشان از جدا بودن آن ها از همديگر دارد.

در اين مطالب سعي شده است چگونگي تشكيل اين زمين لغزش و اثرات آن بررسي شود.

 

مقدمه:

در محدوده ي زمين لغزش پلدختر با توجه به وضع آب و هوايي منطقه، و واقع بودن منطقه در عرض هاي جنوبي نيمكره ي شمالي سبب شده اين سوال به ذهن هر بيننده اي خطور كند كه:

با توجه به وضع آب و هوايي گرم و نيمه خشك منطقه،‌ تالاب هاي اين منطقه چگونه تغذيه مي شوند؟

در اين مقاله با جمع آوري اطلاعات به روش هاي مختلف زمين شناسي سعي مي شود به اين سوال و سوالات مشابه پاسخ داده شود.

 

 

بحث:

در اين مقاله با بحث در مورد چگونگي به وجود آمدن زمين لغزش پلدختر علل و اثرات  وقوع آن و با توجه به ساختار زمين لغزش منطقه به چگونگي تغذيه تالاب هاي اين منطقه مي پردازيم.

 

1- موقعيت جغرافيايي منطقه ي مورد مطالعه:

منطقه زمين لغزش پلدختر (زمين لغزش سيمره(Slids  Poledokhtar Land)، لنداسلايد سيمره يا پلدختر) به مختصات 13ً   33َ  33ْN  و   45ً   30َ   47ْ E در فاصله ي km5 جنوب شهر پلدختر در غرب مسير آسفالته خرم آباد_انديمشك(دشت جايدر) در اثر لغزش خرده سنگ ها از يال شمالي كبير كوه و فرو افتادن بر روي سازند گچساران اتفاق افتاده.

دو رودخانه ي بزرگ سيمره و كشكان كه از سرشاخه هاي اصلي رودخانه ي كرخه مي باشند در اين منطقه به سمت جنوب (استان خوزستان) در جريان هستند.

     با توجه به «دماي بالاي منطقه (حداكثرc ْ2/48 و ميانگين دماييc 30ْ در سال)،  رطوبت منطقه (با حداقل رطوبت نسبي 5 % و ميانگين رطوبت نسبي 34%) مجموع ساعات آفتابي منطقه (معادل 4/3097 ساعت در سال)، حداكثر يخبندان (12 روز در سال) و با توجه متوسط سرعت وزش باد (در ارتفاع 7 متر كه برابرm/s 5 است)» بيانگر گرم و نيمه خشك بودن منطقه مي باشد. و با توجه به ارتفاعي كه تالاب ها در آن به وجود آمده اند- با ارتفاع 650 تا 700 متر از سطح دريا- اين سؤال مطرح مي شود كه:

با توجه به وضع محيطي فوق منابع تغذيه كننده ي اين تالاب ها از كجا نشأت مي گيرد؟

 

 

2 - چگونگي به وجود آمدن و تأثيرات زمين لغزش پلدختر

     نظرات متفاوتي در مورد چگونگي به وجود آمدن زمين لغزش پلدختر مطرح شده و عوامل متفاوتي را در به وجود آمدن اين پديده مؤثر مي دانند كه مي توان به: بروز زلزله در منطقه، شيب 30ْ و رطوبت زياد دامنه ي شمالي كبير كوه، و آب نفوذ كرده در سيستم درزه و شكاف طبقات مارني سازند گورپي اشاره كرد، ولي به طور كلي عامل اصلي تشكيل زمين لغزش را زلزله ي (10000ق.م) مي دانند كه شرح آن به صورت ذيل است زمين لغزش پلدختر در اثر زلزله اي به بزرگي 8/6 ريشتر در سال 10000ق.م به وجود آمده كه به سبب اين زلزله بر اثر لغزش، سد طبيعي در مسير رودخانه كشكان به وجود آمده كه موجب شده مسيرآب رودخانه ي كشكان بسته شود و مسير اوليه ي خود را تغيير دهد و در ميان زمين لغزش پلدختر مسير جديدي ايجاد نمايد كه همان مسير كنوني است. رودخانه كشكان قبل از لغزش مسير متفاوتي با مسير كنوني داشته و در مسير كوتاه شمال-جنوب در جريان بوده است.

 

 

3 - چينه شناسي منطقه

     اين منطقه در زون چين خورده ي زاگرس قرار دارد كه از غرب به آبرفت هاي حد فاصلي منطقه ي چم مهر و هلوش، از شرق به تاقديس هاي چناران و تپه ماهورهاي چناران و تپه ماهورهاي گچساران، از شمال به تاقديس هلوش و ماله كوه و از جنوب به تاقديس كبير كوه محسور شده است.

سازندهاي موجود در منطقه عبارتند از:

سروك، ايلام،گورپي پايده، اميران، تله زنگ، گچساران، كشكان، آسماري، شهبازان، آغاجاري و آبرفت هاي عهد حاضر.

 

 

4- مورفولوژي منطقه

     رخنمون هايي از سازند آسماري، شهبازان و سازند آهكي مارني پايده (گورپي) كه اغلب به شكل قطعات خرد شده و ريزشي در ارتفاعات منطقه به صورت تپه ماهور بر روي سازند گچساران كه خود نيز به شكل تپه ماهوراند، لغزيده اند. اين قطعات  در اندازه هاي متفاوت از چند گرم تا چند صد تن و در اشكال مكعب مربع و مستطيل به وجود آمده اند كه بر روي يكديگر به صورت واريزه قرار گرفته كه باعث به وجود آمدن ناهمواريي در سطح منطقه شده است.

     پستي هاي وسيعي به شكل گودي در منطقه وجود دارد كه ارتفاع آن ها پائين تر از سطح آب زيرزميني منطقه است؛ با جمع شدن آب در اين نقاط به صورت تالاب ها و درياچه هاي بسيار كوچك نمايان مي شوند كه توسط اارتفاعات اطرافشان محسور شده اند. يازده گودال در منطقه ي زمين لغزه پلدختر به شكل درياچه يا اصطلاحاً تالاب به وجود آمده كه در فصولي كه نزولات جوي فراوان است و سطح آب زيرزميني منطقه ي زمين لغزش بالا مي آيد، عمده ي اين گودي ها آب گيري شده و تا ابتداي فصل گرما آب در آن ها باقي
 مي ماند.

 

 

5- تكتونيك منطقه

     با حركت ورقه عربستان به سمت شمال شرق (ايران)باعث كوتاه شدگي در رسوبات دوران هاي مختلف شده است.

زمين لغزش پلدختر در زمان پليستوسن رخ داده و مكان آن در ناوديس با سنگ كف گچساران است كه محاط بين تاقديس كبير كوه، چناران و ماله كوه مي باشد.

با استفاده از مشاهدات و اطلاعات موجود در سطح گسيختگي يال شمالي كبير كوه لايه هاي سنگي آسماري، پايده و در مسير شمال در جهت شيب حركت كرده است.

مصالح موجود در زمين لغزش به علت وجود لايه هاي مارني و آهك هاي مارني و سختي كمتر در قياس با واحدهاي سنگ آهكي آسماري- شهبازان در موقع رانش بيشتر خرد و شكسته شده است.

زمين لغزش پلدختر تحت تأثير گسل كبيركوه كه يك گسل معكوس لرزه ساز است تشكيل شده كه يك نمونه ي مشخص زمين لغزشي در جهان محسوب مي شود.

 

 

6- ژئوفيزيك منطقه

     با انجام تقريباً 20 سونداژ قائم به روش شلوم برگر و CRP محدوده ي مجزا و جداگانه به منظور تأمين آب تلمبه خانه تنگ فني و با قياس اطلاعات به دست آمده از محدوده ي سونداژ زده به اين نتايج پي مي بريم كه: لايه سطحي به ضخامت ميانگين m4 از جنس واريزه هاي آبرفتي و خرده سنگ تشكيل شده است و ضخامت 5 لايه سونداژ زده متوسط m 100 مي باشد. سنگ كف منطقه مارني- گچي بوده و از جنس سازند گچساران مي باشد.

     با تغييرات در، مقاومت و لايه هاي خرده سنگ هاي آهكي، و نتيجه ي تكتونيكي خاصِ محدوده ي زمين لغزش، اندازه قطعات مدفون شده و هم چنين مقدار حضور آب هاي زيرزميني در اين محدوده ها است.

با توجه به موقعيت جغرافيائي مناطق سونداژ زده شده، مشاهده شد كه ميزان آب زيرزميني در جنوب شرقي بيشتر از مناطق شمالي و غربي است كه بيانگر وجود سد طبيعي مسدود كننده ي رودخانه ي كشكان  است كه در حوالي تنگ فني واقع شده است.

 

 

7- رخدادهاي بعد از به وجود آمدن سد طبيعي در دره ي سيمره

     پس از بسته شدن مسير رودخانه ي كشكان در جنوب منطقه ي تنگ فني توسط مصالح لغزش يافته از لغزش يال شمالي كبير كوه با توجه به وضعيت توپوگرافي منطقه چهار درياچه در پشت سد طبيعي حاصل از زمين لغزش تشكيل شده كه منشأ آن ها رودخانه هاي كشكان و سيمره بوده كه ممكن است مشتركاً يا به صورت جداگانه در آبگيري درياچه ها نقش داشته اند، علاوه بر رودهاي كشكان و سيمره، نزولات جوي هم در تأمين آب اين درياچه ها مؤثراند. البته شكل جديد توپوگرافي منطقه پس از زمين لغزش را نبايد در پديد آمدن درياچه فراموش كرد.

لازم به ذكر است كه چهار درياچه به وجود آمده توسط كانال هايي به يكديگر مرتبط بوده اند كه به طور كلي آن را به عنوان يك درياچه (درياچه ي بزرگ سيمره) مي دانند.

چهار درياچه پديد آمده عبارتند از: گري بلمك(در كنار جاده جنوب)، جايدر(در 5 كيلومتري جنوب پلدختر) ساحلي (نزديك سد كرخه و سد طبيعي) و درياچه دره شهر (وسيع ترين و طويل ترين درياچه) كه يا از بين رفته اند يا در حال از بين رفتن هستند.

ارتباط درياچه ها به وسيله ي كانال هايي كه ذكر شد باعث شده آب در منافذ واريزه هاي زمين لغزش نفوذ كرده و موجب اشباع شدن لايه هاي زيرزمين شود.

علاوه بر درياچه بزرگ سيمره يازده تالاب در منطقه وجود دارد كه معمولاً به صورت گودي هايي در ارتفاعات به وجود آمده اند و با توجه به اين كه ارتفاع اين گودي ها از ارتفاع سطح ايستابي چاه ها و چشمه هاي منطقه پايين تر است بنابراين آب چاه ها و چشمه ها كه از آن ها مرتفع تر هستند در جهت شيب به صورت منفرد (خطي) يا شعاعي به سمت گودال ها حركت كرده و موجب آبگيري آن ها مي شوند و تالاب ها را به وجود مي آورند. (جدول 1)

تعداد 10 چشمه در نقاط مختلف منطقه وجود دارند كه تحت تأثير زمين لغزش به وجود آمده اند و همان طوري كه گفته شد تغذيه كننده ي برخي از تالاب ها هستند.

با توجه به ميزان هدايت الكتريكي آب چشمه ها مي توان مشخص كرد كه آب چشمه ها از چه لايه ها و مناطقي گذر كرده است. (جدول 2)

 

 

8 - سطح تراز و ضخامت آب هاي زيرزميني در محدوده زمين لغزش پلدختر

     با استفاده از اطلاعات ژئوفيزيكي منطقه و  اطلاعات موجود در مورد سطح ايستابي چشمه ها و چاه هاي حفر شده در منطقه و تالاب هاي موجود در منطقه (جدول 1و 2و3) براي محاسبه ي ضخامت سطح سفره هاي آب زيرزميني از سطح ايستابي چاه ها، چشمه ها و تالاب هاي منطقه استفاده مي شود.

 با توجه به نتايج به دست آمده حداكثر ضخامت سفره ي آبي زمين لغزش m 78 در فاصله ي m 2500 منطقه شمال غرب روستاي كنار بلوط و حداقل اين محاسبه m 43 در فاصلهm  1500 شمال غرب روستاي وليعصر مي باشد. ميانگين ضخامت سفره ي آب هاي زيرزميني منطقه ي زمين لغزش m 55  مي باشد.

ارتفاع تعدادي از گودي هاي موجود در محدوده ي زمين لغزش كه پايين تر از سطح تراز آب ها زيرزميني منطقه است سبب شده كه آب در اين نقاط به صورت چاه آرتزين بيرون بزند و تالاب هاي يازده گانه منطقه را در فصول پر باران تشكيل دهد.

به طور كلي ضخامت لايه هاي آب دار در ناوديس ها بيشتر از ضخامت لايه هاي آبدار در خرده سنگهاي روي تاقديس هاي زمين لغزش است.

 

 

 

9- چگونگي ارتباط بين چشمه ها چاه ها و تالاب ها با توجه به سطح ايستابي

     با تطبيق ارتفاع تالاب ها، چشمه ها و چاه هايي كه در نزديك هم هستند، با توجه به مشخصات جداول شماره ي 2،1 و 3 و مقايسه ارتفاع سطح ايستابي، شيب منطقه و استفاده از داده هاي هيدروژئولوژي منطقه ي زمين لغزش به چگونگي ارتباط بين تالاب ها، چشمه ها و چاه هاي موجود در منطقه مي پردازيم.

چاه شماره ي 8 (در جدول 3) كه دهانه ي حلقه ي آن m 800 از سطح دريا ارتفاع دارد سطح ايستابي آن در عمق m5/10 از سطح واقع شده يعني سطح ايستابي چاه در ارتفاع m5/789 از سطح دريا مي باشد كه در فاصله ي حدود m 1200 در شمال تالاب لفونه (1)(واقع در غرب روستاي وليعصر) قرار گرفته با توجه به اين مطلب كه ارتفاع سطح تالاب لفونه (1) از سطح دريا m 720 است كه بالا بودن سطح ايستابي چاه به اندازه ي m 5/69 و شيب 7/5% به سمت تالاب را نمايش مي دهد كه نشان مي دهد سفره ي آبي كه تالاب لفونه (1) را تغذيه مي كند با سفره ي آبي تغذيه كننده چاه شماره 8 يكي است.

سفره ي آب زيرزميني ديگري در منطقه ي هلوش وجود دارد كه چاه هاي شماره 7،6،4،3،2،1 را تغذيه مي كند ارتفاع اين چاه ها به ترتيب m 695، m 693،m 690، m 740،m 699، m691 است كه با چشمه سر آسياب هلوش با ارتفاع m 628 از سطح دريا مربوط به يك سفره ي آب زيرزميني هستند و اختلاف ارتفاع بين چشمه ي سرآسياب هلوش با حداقل اختلاف  m 62 و حداكثر اختلاف ارتفاع m 112 بيانگر اين مطلب است كه آب چاه ها به سمت چشمه به صورت زير سطحي در جريان هستند.

در مركز نيمه ي جنوبي زمين لغزش يك سفره ي آبي زيرزميني  وجود دارد كه جدا از سفره ي آب منطقه ي هلوش است و بي ارتباط با آن است اين دوگانگي منبع با توجه به ارتفاع توپوگرافي مسير جريان و آزمايش بر روي آب دو سفره ي آب زيرزميني نمايان شده. چشمه هاي زعفران (1) و (2) و چاه شماره ي (19) در محدوده ي اين سفره ي آبي واقع نشده اند.

     در منطقه اي كه چاه هاي شماره ي 9 و 10 و تالاب هاي زردآوه و سياهه (1) و (2) با ارتفاع سطح ايستابي از سطح دريا كه به ترتيب m 695، m697، m 760، m850، m620 قرار گرفته اند با توجه به اين كه چاه هاي 9 و 10 و تالاب زردآوه در مجاورت هم قرار دارند ولي به علت ارتفاع m65  تالاب نسبت به چاه ها به اين نتيجه مي رسيم كه چاه ها و تالاب زردآوه  از يك سفره ي زيرزميني تغذيه نمي شوند.

ولي با آن كه چاه هاي 9 و 10 از تالاب سياهه (2) و به ترتيب حدود 2 و 3 كيلومتر فاصله دارند و به علت پائين بودن سطح ايستابي تالاب سياهه (2) نسبت به چاه ها و نتايج آزمايشات هيدروشيمي مي توان به اين نتيجه رسيد كه آن ها يك سفره ي آبي واحد دارند؛ ولي با تالاب سياهه ي (1) با اختلاف ارتفاع m130 بالاتر از تالاب سياهه (2) در دو سفره ي آب زيرزميني مجزا از هم هستند.

     مطالب فوق نشان مي دهند كه جريان آب زمين لغزش در مسير خاص و مشخص شده اي مي باشد كه در نهايت به تالاب ها و سفره هاي آب زيرزميني جدا از هم ختم مي شوند. با بررسي كلي ارتفاع سطح ايستابي چاه ها، چشمه ها و ارتفاع سطح آب تالاب ها مي توان به اين مطلب پي برد كه در كل با يك سفره ي زيرزميني واحد و يكدست مواجه نيستيم يعني سفره هاي آب زيرزميني منطقه مجزا از هم ديگر هستند كه با توجه به شكل توپوگرافي منطقه به وجود آمذه اند و در آن جريان آب به صورت شعاعي و خطي با تبعيت از توپوگرافي منطقه در جهت شيب به پست ترين نقطه منتقل مي شوند.

اختلاف m 350 بين تالاب سياهه (1) با سطح ايستابي m 850 از سطح دريا و چشمه ي دره نقي با ارتفاع m 500 از سطح دريا بيانگر واحد نبودن سفره هاي آب زيرزميني منطقه ي زمين لغزش سيمره مي باشد.

 

 

10- اثبات جداشدن سفره هاي زيرزميني به روش هاي مختلف هيدروشيمي

     مطالعه ي انجام شده بر روي آب سفره هاي زيرزميني منطقه، مجزا بودن سفره هاي آب زيرزميني از يكديگر را تأييد مي كند.

     با توجه به معيارهاي مختلف اندازه گيري هيدروشيمي آب منطقه مي توان اين مطلب را شرح داد.

عبور آب از سازندهاي مختلف: سازند گچساران كه داراي مقادير زيادي رسوبات تبخيري گچ، نمك و مارن است تأثير منفي بر كيفيت منابع آب عبوري دارد. به طوري كه سبب شده در آب هاي زيرزميني منطقه يون هاي سولفاته و كلسيم (ناشي از فرسايش كاني ژيپس) در آب حل شود در صورتي كه آب عبوري از واريزه هاي آهكي زمين لغزش داراي آب با كيفيت قابل شرب مي باشد و رسوبات عهد حاضر هم، از كيفيت قابل شرب بودن آب هاي سفره ي زيرزميني مي كاهد. برداشت از هر كدام از اين آب ها در مناطق مختلف زمين لغزه و مقايسه و مطالعه بر روي آن ها كه خود بيانگر جدا بودن هر يك از سفره هاي آب زيرزميني منطقه است.

اختلاف PH و هدايت الكتريكي* آب هاي زير سطحي: در نمونه گيري از آب سفره هاي زيرزميني مختلف با انجام آزمايش PH و ميزان هدايت الكتريكي نمونه هاي گرفته شده از چاه ها، چشمه ها و تالاب هاي منطقه- كه برخي از اين نتايج در جدول شماره ي 2 درج شده- مي توان به منفك بودن آب سفره هاي زيرزميني پي برد.



* ميزان يون هاي محلول موجود در آب در واحد ميكرمهوس.